اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

547

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ، يعنى ابا جهل ، الا الذين آمنوا ، ابو بكر صديق ، و عملوا الصالحات ، عمر ، و تواصوا بالحق ، عثمان ، و تواصوا بالصبر ، على . و نيز گفت : و التين ، ابى بكر الصديق ، و الزيتون ، عمر ، و طور سينين ، عثمان ، و هذا البلد الامين ، على بن ابى طالب . و نيز گفت : الصابرين ، محمد صلى الله عليه و سلم ، و الصادقين ، ابى بكر ، و القانتين عمر و المنفقين ، عثمان ، و المستغفرين بالاسحار ، على بن ابى طالب رضى الله عنهم اجمعين . و نيز گفت : فيها انهار من ماء غير آسن و انهار من لبن لم يتغير طعمه و انهار من خمر لذة للشاربين و انهار من عسل مصفى . ائمهء دين چنين گفتند كه خداى عز و جلّ مر اين چهار جوى بهشت را مثل زد بدين چهار يار : آب ابو بكر است و شير عمر است و خمر عثمان است و عسل على بن ابى طالب . آب حيات است [ 149 الف ] لبن تربيت است ، خمر طرب است ، عسل شفا است . نخست حيات باشد باز تربيت باشد باز لهو و شادى باشد باز شفا باشد . ابو بكر را به آب ماننده كرد از بهر آنكه آب سبب حيات است و ابو بكر دين را زنده كرد به دو وقت يكى آنكه اول وى ايمان آورد تا اصل قاعدهء حيات دين وى نهاد ؛ و ديگر ز پس مرگ پيغمبر صلى الله عليه و سلم چون عرب مرتد گشتند با ياران تدبير كرد ، كس ورا مساعدت نكرد . شمشير برداشت و به جنگ بيرون رفت تا عمر سوى على آمد و گفت : يا على ان اصبنا بهذا الشيخ لا يكون عذر عند الله يوم القيامة . پس شمشير به اهل ردت در نهاد و اسلام را زنده كرد . و باز عمر را رضى الله عنه به شير مثل زد از بهر آنكه شير تربيت است و اسلام را اول عمر پرورد ، از بهر آنكه اول اسلام پنهان بود عمر آشكارا كرد ، و چون پيغمبر صلى الله عليه و سلم از اين جهان بيرون رفت اسلام از جزيرهء عرب بيرون نيامده بود تا به روزگار عمر همه روى زمين اسلام بگسترد . باز عثمان را به خمر مثل زد از بهر آنكه خمر سبب سخاوت است ، هركه مست گردد جوانمرد گردد ؛ و عثمان رضى الله عنه سخىترين صحابه بود كه جيش عسرت وى ساخت و نيز رومه وى خريد و وقف كرد ، و مسجد